هاینریش بل و نویسنده ایرانی

هاینریش بل و نویسنده ایرانی

  • نوع فایل : کتاب
  • زبان : فارسی
  • نویسنده : علی آرام
  • چاپ و سال / کشور: 2018

توضیحات

هاینریش بل و نویسنده ایرانی کتاب هاینریش بل و نویسنده ایرانی به قلم علی آرام، داستان زندگی مردی است که به دور از خانواده و وطن و در کشوری غریب روزهای سختی را سپری می‌کند. در بخشی از کتاب هاینریش بل و نویسنده ایرانی می‌خوانیم: این بار خانمی که تازه می‌خواست خرید کنند، زیر نظر گرفتم. پیش از آن‌که داخل فروشگاه برود، راهش را سد کردم و بار دیگر با شهامتی باور نکردنی پیشنهاد فروش کوپن را دادم. او نیز با مهربانی منظورم را فهمید. اما با افسوس گفت، فقط قصد خرید دو مارک دارد و کمی دمغ شدم، اطراف می‌پلکیدم تا فرد مناسبی پیدا کنم. مدتی گذشت اما خانم مسنی پیدا نکردم، زمان به‌سرعت می‌گذشت؛ مردم زیادی به فروشگاه می‌رفتند و با گاری‌های پر بیرون می‌آمدند، اما من هنوز نتوانسته بودم کسی را پیدا کنم تا ده مارک کوپن به او بفروشم. گرچه در زندگی هیچ وقت معامله‌گر خوبی نبودهم، اما فکر نمی‌کردم فروختن دو کوپن پنج مارکی این اندازه دشوار باشد. این‌بار رفتم سراغ خانمی که با واگن بزرگی قصد خرید داشت. این یکی ظاهرش نشان می‌داد می‌خواهد خرید حسابی کند. هنوز خیلی نزدیک نشده بودم که گفتم: «ببخشید خانم...»  و برگشت و با چنان قاطعیتی گفت: «بله؟!... » که دست و پایم را گم کردم. دیگر از آن اعتماد به‌نفس چند لحظه پیش خبری نبود. با هر سختی بود سعی کردم به‌خود مسلط شوم، آن وقت کوپن‌ها را نشانش داد و گفتم: «به خاطر مسافرت... مجبورم این‌ها را بفروشم... شاید شما بخواهید با آن خرید کنید و پولش... » اخم‌هاش تو هم رفت و با شک و تردید گفت: «خیر آقا من دلال نیستم.»بعد هم راهش را گرفت و رفت. جواب آن خانم را چنان ناامید‌کنانه یافتم که تصمیم گرفتم از خیر معامله کردن بگذرم. اما در همان لحظه پیرزنی بهم نزدیک شد و پرسید چه مشکل دارم، پیش از آن‌که زیاد توضیح بدهم، گفت که همه چیز را شنیده و حاضر است باهام معامله کند. خلاصه بعد از چانه زدن‌های زیاد قبول کرد کوپن‌ها را در مقابل هفت و نیم مارک بخرد. درست که در این معامله به اندازه دو و نیم مارک متضرر شده بودم، اما خوب معامله است، سود و زیان دارد. حالا اگر همیشه من در معامله زیان می‌کنم، مقصر خودم هستم. اما چیزی که مهم بود، می‌توانستم به آرزویم برسم. به سرعت خودم را به رستوران رساندم. دخترخانم جوانی مرا به سوی میز خالی راهنمایی کرد، بدون این‌که نگاه‌مان با هم تلاقی کند از من پرسید که چه میل دارم. خواستم کمی بهم فرصت دهد تا فکر کنم....   کلمات کلیدی: داستان اجتماعی، دانلود داستان اجتماعی، دانلود کتاب هاینریش بل و نویسنده ایرانی، دانلود pdf کتاب هاینریش بل و نویسنده ایرانی، Heinri Boll، برچسب‌ها: داستان اجتماعی، دانلود داستان اجتماعی، دانلود کتاب هاینریش بل و نویسنده ایرانی، دانلود pdf کتاب هاینریش بل و نویسنده ایرانی، Heinri Boll
اگر شما نسبت به این اثر یا عنوان محق هستید، لطفا از طریق "بخش تماس با ما" با ما تماس بگیرید و برای اطلاعات بیشتر، صفحه قوانین و مقررات را مطالعه نمایید.

دیدگاه کاربران


لطفا در این قسمت فقط نظر شخصی در مورد این عنوان را وارد نمایید و در صورتیکه مشکلی با دانلود یا استفاده از این فایل دارید در صفحه کاربری تیکت ثبت کنید.

بارگزاری